Thursday, June 18, 2009

تقلب يا تخلف

در حاليكه منظور مردم از اينهمه جنجال ، تقلب در انتخابات است
قولي كه مسئولين داده اند بررسي تخلف در انتخابات است
عجيب است كه مردم به اين نكته توجهي ندارند

تقلب در انتخابات رياست جمهوري

در اين روزها از دوستان زيادي مي شنويم كه در انتخابات تقلب شده است و براي اين موضوع شواهد و قرائن فراواني وجود دارد كه از آن جمله مي توان به اشتباهاتي اشاره كرد كه حتي يك دانش آموز دبيرستاني نيز قادر به تشخيص آن است از جمله تطابق نداشتن مجموع ريز آمار اعلان شده با تعداد كل راي دهندگان و خطي بودن آمار و ...
ولي آيا به نظر دوستان گرامي ساده انگارانه نيست كه ايراداتي به اين پيش پا افتادگي از نظر كارشناسان بلند پايه اي همچون كارشناسان وزارت كشور دور مانده باشد!!!
بديهي است كه هر متقلبي در هر سطحي كه باشد براي برملا نشدن تقلبش از دقت مضاعفي بهره مي گيرد و سعي مي كند تمامي مقدمات كار را فراهم آورد با اين وصف به نظر دوستان آيا براي يك وزير گرد آوردن چند كارشناس خبره كه تقلبي بي عيب و نقص را پياده سازي كنند تا اين حد سخت بوده است!
تازه بيشتر كه دقت كنيم وزارت كشور نه تنها بعد از برملا شدن اين شواهد و قرائن موضوع را لاپوشاني نمي كند بلكه گاه به نظر مي آيد سعي دارد اشتباهات خرد و كلاني را نمايش دهد كه به خدشه دار شدن بيشتر انتخابات و تهييج مردم منجر شود، ظاهرا بيشتر مصاحبه هاي تلويزيوني نمايشي بيش نيست تا با جانبداري هاي خاص، بر اوضاع فعلي بيشتر دامن بزند.
حال اگرنقش معكوس وزارت كشور را در جريانات فوق باور كنيم مي بينيم كه سناريويي بس كثيف تر در زير پوسته اين واقعه جاريست ، براي مثال آيا واقعا آقاي احمدي نژاد در مباحثه رياست جمهوري از روي عصبانيت نام آقاي هاشمي را مي برد و يا اين موضوع هم جزيي از سناريوي از پيش تعيين شده بوده است؟
ظاهر پيچيده قضيه وقتي آسان مي شود كه مي بينيم نتيجه مطلوب عده اي گل آلود كردن اوضاع براي هدفي غير از تقلب در انتخابات است ، در واقع تقلب در انتخابات در مقابل تضعيف يكي از دو شخصيتي كه آماج تهاجم مردم و يا دولت شده اند ، بسيار حقير جلوه مي كند ، هرچند كه بنده قائل به انجام تقلب در انتخابات نيز هستم
در واقع رهبري نمي تواند بدون دليل انتخابات را باطل كند بنابراين اجبارا به دفاع از دولت مي پردازد و در نتيجه پايگاه مردمي وي تضعيف شده و ناچار از نظامي گري مي شود، بدين ترتيب اين سپاه است كه با گسترش نظامي گيري اختيارات بسياري را به دست خواهد آورد كه از آن جمله نگه داشتن دست نشانده خويش بر مسند قدرت است!!!
همچنين آقاي هاشمي از اهداف ديگر اين فتنه است كه با وضع موجود خواهي نخواهي در جناح مقابل رهبري قرار خواهد گرفت كه اين وضعيت مي تواند به تضعيف وي به عنوان يكي از سياستمداران بنام كه سدي در مقابل خودكامگي و نظامي گري فرماندهان سپاه است ،‌ كمك كند
حال به سادگي مي توان فهميد به چه دليل مي بايست نامه اي وجود داشته باشد كه ظاهرا آقاي محصولي به رهبر نوشته است و به چه دليل اين نامه در دست جناح رقيب است !!!
البته مسلما چنين معادلاتي از ذهن آقايان هاشمي و موسوي دور نمانده است ، زيرا از لحظه شروع بازي تا بحال هر دوي اين عزيزان از تلاش براي آگاه ساختن رهبري از توطئه در حال انجام غفلت نكرده اند و علي رغم اينكه عده اي مراجعات آقاي هاشمي را به رهبري نشانه ضعف توصيف كرده اند ولي ايشان به خوبي مي داند كه اين خيانت فقط با آگاهي رهبري قابل خنثي سازي است ولاغير
البته نا گفته پيداست كه تمامي اين مسائل ريشه در فساد مالي سپاه در سال هاي گذشته و بخصوص در دوران دولت فعلي دارد كه با جستجويي اندك در دنياي اينترنت مي توان قرارداد هاي بي حساب و كتابي را كه اين دولت به سپاه بخشيده شده است را يافت